93.01.25
فرشته ی کوچولوی ما سلام خوشگل پسرم امیرعباسم قشنگ مامانی از شوت هایی که به در و دیوار شکم مامانی میزنی معلومه خداروشکر حالت خوبه. مامان جونی میگه من همش باعث میشم تو قلنج کنی ... راستم میگه هوا گرمه حسابی عرق میکنم اعصابم خورده لباس مناسب نمی پوشم تورو سرما میدم ... ببخشید دیگه پسر گلم دو شب پیش مامان جون اومد خونمون پتوی خوشگلی که برات درست کرده بود آورده بود کلی قربون صدقه ات رفته بود نمیدونی چقدر ناز شده اما خوب خیلی گرمه احتمالا باید بزاریم برای پائیز انشاالله و اون یکسره سرمه ای که گفته بودم هم بافته بود با دستهای مهربونش و آورده بود وای مثل عروسک میشی توی این چون قبلا داداشی هم از اینها داشته مثل عروسک میشد چتری هاش میومد جلوی چشم...
نویسنده :
مامان سیدامیرعباس چشم تیله ای
15:49


