عکسهای پایان دوازده ماهگی
94.03.18
سلام نمیدونم اخرین باری که نوشتم کی بوده؟؟؟؟ راستش امیرعباس دیگه وقتی برای نفس کشیدن هم نمیگذاره چه برسه به نوشتن... ماشاالله انقدر بازیگوش و شیطون شده که خوابیدنش هم با گریه و داد و بیداده ... جدیدا داره همه سعیش رو میکنه که بایسته ولی هنوز کاملا موفق نشده گاهی اوقات ناخوداگاه دستش رو ول میکنه اما نه زیاد ... تا میاد یه ذره وزن بگیره یه دندون دیگه شروع میشه و دوباره بی اشتهایی و بی خوابی و بیقراری... تقریبا چهار تا لثه های دندونهای بالاییش متورم شده نمیدونم کدوم میخواد در بیاد ... با اینکه بهش از غذای سفره خودمون هم میدم اما از اونجایی که حسابی شیطونی میکنه بیشتر اوقات غذاش رو قبل از غذای خودمون میدم تا کمتر اذیت کنه......
نویسنده :
مامان سیدامیرعباس چشم تیله ای
18:53
پایان یازده ماهگی-1
بدون عنوان
پایان یازده ماهگی
94.03.03
سلام امروز روز ولادت امام سجاد علیه السلام هست... ماه شعبان و اعیاد مبارکش شروع شده اما من حالم خیلی بده ... بعضی وقتها روح ادم انقدر مریض میشه که هیچی به ادم ارامش نمیده ... نه گریه نه خنده نه جشن نه عزا نه خوندن قران و ذکر و دعا نه بیرون رفتن نه تنها موندن ... حالم خیلی بده... دلم خیلی شکسته خیلی ....... انگار که با پتک زدن توی روحم و داغونش کردن ....... هرکاری میکنم اروم بشم نمیشه... تلویزیون خندوانه میده همه میخندن اما من اشک میریزم ... خیلی وقته درست نخندیدم ... یا بهتره بگم از ته دلم نخندیدم... همش خنده های الکی و مصنوعی و بخاطر دل دیگران بوده ... یادم نیست اخرین باری که شاد بودم کی بوده ... میدونم الان بمب چقدر ناشکری ب...
نویسنده :
مامان سیدامیرعباس چشم تیله ای
15:46
94.02.27
سلام............. الحمدلله دیشب اولین دندون بالایی امیرعباس نیش زد خیلی اذیت شد.... البته هنوز هم بهانه میگیره و بیقراری میکنه اما بهتر شده و خداروشکر غذا میخوره مبارکه عسل مامان دو تا دندون بالایی در بیاد خوشگلتر هم میشی
نویسنده :
مامان سیدامیرعباس چشم تیله ای
1:02
امیرعباس یازده ماهگی ...
امیرعباس و داریم میبریم شهربازی هایپرسان.... امیرعباس تو بازار جدید حرم حضرت عبدالعظیم. امیرعباس تو مطب دکتر ترکمن ...
نویسنده :
مامان سیدامیرعباس چشم تیله ای
12:20





