سیدامیرعباسسیدامیرعباس، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 27 روز سن داره

سیدامیرعباس مامان

93.05.02

سلام پسر قشنگم بالاخره امروز با کمک بابایی شهامت به خرج دادم و مطالب بلاگفای تورو انتقال دادم به اینجا تا از این به بعد اینجا برات بنویسم.همش نگران بودم نکنه وبلاگت خراب بشه و اینجا هم درست نشه اما خداروشکر همه چیز درست شد. انشاالله توی بلاگفا آدرس اینجا رو برای خاله های مهربون میگذارم تا از این به بعد تورو اینجا ببینن.   ...
2 مرداد 1393

93.04.20

سلام پسر قشنگم دیروز برای اولین بار بهت پستونک و شیشه دادیم. با پستونک کلی مشکل داشتی تا قبولش کردی اما شیشه رو به بهانه خوردن قنداق زودتر قبول کردی. عزیز کوچولوی مامان دو سه روزی هست که دلش درد میکنه و من و بابایی نمیدونیم باید چی کار کنیم؟ یکی میگه قنداق بدید یکی میگه ندید ... یکی میگه عرق نعنا بدید یکی میگه ندید ... بابایی برات از داروخانه قطره گرفت اما دکتر گفت که نباید بهت بدیم تا یکماه تو تمام نشده بخصوص که زودتر هم بدنیا اومدی و ظاهرا دستگاه گوارش تو هنوز خوب کار نمیکنه ... خلاصه ناله های تو بدجوری حال من و بابایی رو میگیره راه میبریم تورو تا ساکت بشی اما همیشه جواب نمیده... تو دوست داری دائم شیر بخوری فکر میکنی اینطوری دلت ساکت میش...
20 تير 1393

93.04.15

امیرعباس کوچولوی ما مثل شلمان میمونه ... ساعت 7 صبح بیدار میشه اما زود میخوابه بعد 11 بیدار میشه تا ساعت 3 بعد 3 میخوابه ساعت 11 بیدار میشه درخدمت مامانی و بابایی هست تا نزدیکای 4 صبح و بعد میخوابه تا 7 صبح ....... اینو جهت کسانی گفتم که شاکی هستن وقتی دیدن امیرعباس ما میان و اون خوابه گفتم ساعات خواب و بیداری ایشون رو اعلام کنم دیگه شاکی نشن ... با تشکر   ...
16 تير 1393