سیدامیرعباسسیدامیرعباس، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 26 روز سن داره

سیدامیرعباس مامان

..... آغاز بیست و دو ماهگی 95.01.06

سلام سال نو مبارک ان شاءالله که سال جدید سالی پر از شادی و سلامتی و سعادت و خوشبختی برای همه باشه و سایه مامان باباها بالای سر نی نی ها باشه که الان تقریبا دیگه بزرگ شدند. امیرعباس توی این ایام عید حسابی داره خوش میگذرونه بخصوص هرجایی که میریم بچه دارند یا هر مهمونی که میاد و بچه داره...   روز اول عید ناهار خونه مامان جون بودیم (مامان مامانی) خاله و دایی هم بودند... عصری رفتیم اول خونه عزیزجون بابایی بعد هم رفتیم خونه مامان بابایی که هنوز نمیدونم امیرعباس قراره چی صداش کنه؟ شام اونجا موندیم عمومهدی و خانواده هم اونجا بودند و امیرعباس با بچه های عمو حسابی خوش گذروند.   روز دوم عید رفتیم خونه مادرجون مامانی بع...
6 فروردين 1395

94.12.20

سلام هیچ حرف تازه ای نیست بیشتر عکس که خودش گویای همه چیزه... همون امیرعباس قاطی که غذا نمیخوره درست همش بهانه گیری میکنه داره 15 دندونش رو درمیاره که دندون نیش هست .. همونطور شیطون بلا.... کار جدیدی فعلا نمیکنه.. راستی خاله رویا براش رنگ انگشتی گرفتم که میگفتید دو ساعتی سرش رو گرم میکنه فقط دودقیقه دوام داشت...بعدش از اینکه دستهاش رنگی شده شاکی شد و از بنده میخواست که نقاشی کنم دیوار رو و ایشون با اسکاچ پاک کنه.... ولی من راضی بودم نقاشی جالب بود با این رنگها....   راستی اگر عکس زیاد میگذارم و البته بعضی اوقات خیلی شبیه به هم و تکراری بخاطر اینه که کامپیوتر خونه اعتباری بهش نیست عکسهای تا شش ماهگی امیرعباس توی هارد قبلی...
20 اسفند 1394

94.12.10 امیرعباس در 21 ماهگی ... یکسال و 9 ماه...

     امیرعباس در حال خوردن چی پلت خوراکی مورد علاقش ... مثل مامانش هله هوله خوره... لحظه ها...............................   فکر کنم امیرعباس خودشم بدش نمیومد دختر باشه ..... امیرعباس تو شرکت مامانی رفته بودم سر بزنم کادوی امیرعلی که براش شال و کلاه بافته بودم رو بدم و کادوی خاله رضوان خواهر خاله مریم و کادوی خاله طاهره دختر خاله زهرا رو وووووووااااااییییی چقدر کادو.... امیرعباس تو حیاط خونه طبق معمول اماده رفتن به فوتبال ....     ...
10 اسفند 1394

94.12.10

سلام سال 94 هم رو به پایان هست و من حسابی درگیر خانه تکانی هستم. امیرعباس هنوز هم کماکان غذا نمیخوره بهانه میگیره و حسابی اعصابم رو خراب کرده. خیلی بهانه گیر شده برای هرچیزی گریه میکنه... دکتر میگه مال دندونهاش هست. 15 دندون در آمده. اما دکتر میگه دندونهای نیش داره در میاره خیلی درد داره و از طرفی به خودم خیلی وابسته شده و باید از شیر بگیرمش اما علیرغم اینکه خیلی دارم اذیت میشم دلم نمیاد و البته اطرافیان هم نمیگذارن. خلاصه که حسابی اعصاب خورد کن شده پسرک کوچولوی ما... میریم بیرون گریه میکنه نمیریم گریه میکنه... بیرون هم معناش فقط توپ و بازیه نه چیز دیگه ...مثلا خونه کسی نباشه جایی باشه که بتونه توپ بازی کنه ... حسابی ...
10 اسفند 1394

94.11.15

کلماتی که امیرعباس میگه : اینا................. یعنی ایناهاش یعنی چیزی رو که گم کرده پیدا شده دوتش............ یعنی دوتاش یعنی وقتی میخواد می می بخوره دیگه دوتاش رو میخواد و به یکی قانع نیست دیگه آدا................. یعنی مامان و البته یعنی بابا و درزمانهای عصبانی بودن این کلمه با شدت بیشتری بیان میشه پیشی........... اینکه دیگه معلومه فکر کنم همه بچه های ایران اول اسم پیشی رو یاد میگیرن از بسکی گربه تو خیابان های ما فراوونه بعد مامان و بابا نه ................. یعنی نه دیگه ....و وقتی روی دنده لج بگذاره همه چیز نه هست اونم خیلی محکم .... نه داریم میریم بیرون و طبق معلوم داره تو کیف مامان فضولی میکنه ...   ...
15 بهمن 1394