عکسهای فروردین واردیبهشت 96
شب تولد حضرت ابالفضل علیه السلام برای امیرعباس کیک گرفتیم ...
نویسنده :
مامان سیدامیرعباس چشم تیله ای
15:20
96.03.07
سلام خیلی وقته نیومده و ننوشتم امیرعباس خیلی بهتر از قبل صحبت میکنه .... اما تنبل خان هنوز اجازه نمیده از پوشک بگیرمش اصلا راه نمیاد... کلاس مهد زیاد نمیره و الان هم که ماه رمضان هست که دیگه اصلا نمیره و منم حوصله بردنش رو ندارم... خداروشکر یه همسایه خوب اومده بالا نشسته جای مهدی اینا که البته پسر اونها هم اسمش محمدمهدی هست اما خوب هزار برابر با مهدی قبلی فرق داره مودب و خوب و اروم هست و کلی با امیرعباس الحمدالله کنار میاد و با هم راحت هستند خداروشکر... روزها مثل گذشته تکراری میگذره و من فقط مشغول تر و خشک کردن امیرعباس هستم. حسابی کله شق و لجباز شده و تقریبا اکثر حرفهای من رو گوش نمیده ... فعلا همین .... ...
نویسنده :
مامان سیدامیرعباس چشم تیله ای
14:30
سال خوبی داشته باشید
بدون عنوان
سال نو مبارک
سلام امیرعباس تقریبا خیلی از کلمات رو میگم ولی هنوز خوب جمله سازی نمیتونه بکنه. چند بار رفتیم پارک بنابراین دوباره بریم بیرون ها شروع شد. امروز میگفت بریم بچه ها یعنی دلش برای بچه های مهدکودک تنگ شده ان شاءالله فردا میبرمش. حرف زیادی نیست البته بیشتر حوصله نیست متاسفانه پنج روزی هست که مریض هستم البته الان بهتر هستم. ...
نویسنده :
مامان سیدامیرعباس چشم تیله ای
19:08
بدون عنوان
امیرعباس تو اتوبوس داریم میریم حیات وحش داراباد از طرف مهدکودک ...
نویسنده :
مامان سیدامیرعباس چشم تیله ای
0:01








