95.09.23
سلام این روزها حسابی هوا سرد شده اما امیرعباس کماکان سردش نیست و توی خونه با لباس کم میگرده البته متوجه شده دیگه باید بیرون حسابی لباس بپوشه و هرکاریش میکنم بیرون کلاهش رو در بیاره در نمیاره تقریبا دو هفته ای هست که بیشتر کلماتی که بهش میگم رو تکرار میکنه ماهی .... ترکید .... نیست ... هست ... اینجاست ... اونجاست .... بده .... نده ..... بیا تو .... بشین ... نرو ... وقتی شیطونی میکنه و دعواش میکنم دستش رو جلوی من میگیره میگه هیچی هیچی یعنی هیچی نیست و دستش رو میگیره جلوی دماغش و میگه هیس هیس یعنی دعوام نکن ... زمین هم میخوره وقتی بیرون هستیم برای اینکه کم نیاره سریع تا میگم چی شده میگه هیچی هیچی ... ...
نویسنده :
مامان سیدامیرعباس چشم تیله ای
9:18






